امروز از اول صبح پر از تنش گذشت . صبح زود بیدار شدیم دیدیم آب ساختمان قطع شده . تمام کارهامون لنگ شده بود . یکی تو دستشویی گیر کرده بود .یکی تو آشپزخونه . بالاخره با پیگیری از طریق نگهبان معلوم شد چون منبع ساختمان سوراخ شده ( البته چندماه پیش هم همین رو گفتند ) مجبور شدند شیرفلکه رو ببندند . اعتراض کردیم که پس این شارژ رو برای چی میگیرید؟ من کمتر اما پسرم به شدت برخورد کرد باهاشون . سه ربع ساعت معطل شدیم تا مشکل حل شد .
از خونه اومدم بیرون دعا میکردم بقیه روز به خوبی وخوشی بگذره . تمام مسیر اسکله شهید رجایی رو مجبورشدم گرما تحمل کنم چون کولر ماشین درست اول راه خراب شد .
رسیدم در اسکله دست کردم تو کیفم که کارت تردد رو به مامور گارد نشون بدم . کارت تو جیب کیفم بود واز شب قبل چند کارت تبلیغاتی یکی از کاندیداهای شورای شهر روی کارتم بود . حدود هفت تا هشت تا . با یک دستم کارتهای کاندیدا رو برداشتم وبا دست دیگه کارت تردد روبه مامورگارد نشون دادم . با اینکه کارتها هنوز تو حریم کیفم بود و حتی بیرون هم نیاورده بودم اما مامور گارد که سرش رو ازپنجره ماشین آورده بود داخل و رسما خیره شده بود به داخل کیفم . به کارت ترددم اعتنایی نکرد و گفت این کارت رو نمیخوام اونهایی که تو کیفت گذاشتی بده . جواب دادم اونها رو برای چی میخواین ؟ با خنده تمسخر آمیز و خوشحالی که انگار دزد گرفته سری تکان داد و گفت برای چی میخوام ؟ الان میفهمی . به راننده گفت بزن کنار ماشین رو . برخوردش اینقدر خام و زننده بود که اگه تو شرائط عادی بودم باز هیچی ، تحمل میکردم . اما با اون روحیه خراب حوصله این برخوردها  را دیگه نداشتم . به راننده گفتم آقا بزنید کنار لطفا . مامور گارد اومد کنار ماشین . پیاده نشدم . شیشه ماشین رو کشیدم پائین . گفت کارت ها رو بده . بهش دادم . گفت کیفت رو باید بگردم . دیگه بد جوری جوش آوردم . - شما بگردی کیف یک زن رو؟ برو یک مامور خانم بگو بیاد . کی به تواین اجازه رو داده که کیف خانم های کارمند رو بگردی ؟
 - نخیر ممنوعه تبلیغات تومحیط اسکله .
- تو من رو در حال تبلیغات گرفتی ؟ اصلا تعداد این کارت ها به تبلیغات میخوره ؟ در ثانی شما کجا اعلام کردین حمل این کارتها توی کیف یا جیب هم غیر قانونیه ؟
 - بریم پیش افسر نگهبان .
- حتما بریم . رفتیم پیش افسر نگهبان . عصبانی بودم . دیرم شده بود . اول کیفم رو دادم به افسر نگهبان وگفتم لطفا قبل از هر چیز این کیف روبگردید. افسر نگهبان پرسید چی شده وموضوع چیه . براش در حضور مامور گارد توضیح دادم . افسرنگهبان آدم مسن و با تجربه ای بود. به مامور گارد گفت بره سر پستش . اسم و فامیل و سابقه کار و هر چی لازم بود رو پرسید . و ضمن توضیح این مسئله که این افراد تازه کار هستند . بابت برخورد نادرست مامور انتظاماتش عذرخواهی کرد . رسیدم دفتر کارم . کمی که آرام شدم از دست خودم بیشتر عصبانی شدم تا اون مامور گارد تازه کار نادان .  زنگ زدم واز افسر نگهبان بابت ناروایی احتمالی اگه ازم سر زده عذرخواهی کردم . جواب داد برعکس خانم ما عذرخواهی میکنیم و مامور گارد رو هم توجیه کردیم که درست انجام وظیفه کنه .
امیدوارم بقیه روز به خوبی و خوشی بگذره خدا ........