روزهای پرمشغله تمام نشدنی
امشب تولد پگاه عزیز بود . طبق معمول من بعد از مراسم رسیدم اونهم با مانتوی فرم اداره . از صبح ساعت ۶ که از خونه رفته بودم بیرون تا ساعت ۱۰ برنامه ام کاملا پربود . اداره . آزمایشگاه . اداره . آزمایشگاه . دکتر . دکتر . سیتی سنتر و خرید کادو برای پگاه . داروخانه . .... و سهم چند دقیقه ای که نصیب جشن تولد پگاه شد.اما با همه مشغله ای که داشتم دیدار دو دکتری که دلم نمیاد اسمشون رو نیارم ( دکتر اوزی - و دکتر ابریشمی زاده ) بهم انرژی داده بود . بعضی دکترها اینقدر به زوربرای مریضشون توضیح میدن که دلت میخواد دیگه هیچوقت مریضشون نباشی. اما این دونفر همه چی رو با حوصله برای مریض توضیح میدن . براشون آرزوی موفقیت میکنم .
+ نوشته شده در بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۶ ساعت توسط
|