امشب تولد پگاه عزیز بود . طبق معمول من بعد از  مراسم  رسیدم  اونهم با مانتوی فرم اداره  . از صبح ساعت ۶ که از خونه رفته بودم بیرون تا ساعت ۱۰ برنامه ام کاملا پربود . اداره . آزمایشگاه . اداره . آزمایشگاه . دکتر . دکتر .  سیتی سنتر و خرید کادو برای پگاه . داروخانه . .... و سهم چند دقیقه ای  که نصیب جشن  تولد پگاه شد.اما با  همه مشغله ای که داشتم   دیدار دو دکتری که دلم نمیاد اسمشون رو نیارم  ( دکتر اوزی - و دکتر ابریشمی زاده )  بهم انرژی داده بود .  بعضی دکترها اینقدر به زوربرای مریضشون توضیح میدن که  دلت میخواد دیگه هیچوقت مریضشون نباشی. اما   این دونفر همه چی رو با حوصله برای مریض توضیح میدن . براشون آرزوی موفقیت میکنم .