درست همین نزدیکی ها
شعر ساده ات را خواندم :
غرق می شوم
غرق تماشای گل اندامی که
هر صبح نور
بر شولای تنش نازکی می افشاند و
هر شب باد
در حریر خوابش مستی می رویاند !
به رشک همه پریان
تا بدانند :
" یار پیش از حدوث
به چه کار بوده است ! "

اسفند ۱۳۹۰ استادم  ( محمد پور دامغانی )