چه لذتی داشت شنیدن دوباره صدات هماجان
نمیدونم کلمات میتونند نهایت شادی و شعفی که سراسر وجودم رو تسخیر کرده بیان کنند یا نه . اما زیباترین اتفاقی که میتونست روز جهانی زن رو برام اینقدر دلپذیر کنه و شاید بهتره بگم زیباترین هدیه ای که روزگار میتونست در این روز بهم بده رو دریافت کردم . اون هم پیدا کردن یکی از دوستانی بود که سالهای سال بود توی فکرم مرورش میکردم و تو اینترنت دنبالش میگشتم . باور کردنی نیست هنوز برام بعد از نزدیک به سی و پنج یا شش سال بتونم صدای دوست عزیزم رو بشنوم . همکلاسی دوران دبیرستانم رو . خدای من سپاسگزارم و کاش کمکم کنی میترا و ملیحه رو هم پیدا کنم . اون موقع همه خونه های پازلم کامل میشه . و تابلوی زیبای دوستی های پایدار و ماندگار دوران دبیرستان دوباره به تصویر کشیده میشه . میترا مجدی و ملیحه باستانی . کسی ازشون خبری داره ؟
+ نوشته شده در بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط
|